3.اشکاتو پاک کن عشق من.... | بلاگ

3.اشکاتو پاک کن عشق من....

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

****

کد هدایت به بالا


دریافت کد بنر گوشه ای فلش


کد کج شدن تصاوير


*****
کد متحرک سازی عنوان وب

*******

****

دوس دارم من و تو...
توی یه اتاق خالی و گرم...
باموزاییک های سفید.....
تو رو زمین نشسته باشی و تکیه داده باشی به دیوار...
من بیام بین پاهات بشینمو بهت تکیه کنم.....
تو هم از پشت بغلم کنی ....
که سردم نشه ...
که نلرزم....
بهت اروم بگم چشماتو میبندی؟!...
توهم چشاتو  اروم ببندی ....
بهت بگم حالا همین جوری تو گوشم قصه میگی ....؟!
یه قصه ی گنده ....
اینقد گنده که هیچ وقت تموم نشه...
تو ام لبتو به گوشم نزدیک کنی و خیلی اروم ....
همون طوری که چشمات بستست...
شروع کنی به قصه گفتن...
همین طوری که داری تو گوشم قصه میگی...
دستمو میبرم سمت جیبم...
از تو جیبم تیغ  رو در میارم...
میدونی میخوام چیکار کنم.....؟!
میخوام تو بغلت بمیرم عزیزم...
یه لحظه چشامو میبندمو با  تموم وجودم صداتو گوش میکنم...
تو یه ان تیغ رو میکشم روی رگم ....
دستم میسوزه...
لبمو گاز میگیرم که نگم ای...
حیف که نمیتونی ببینی...
خون از رگ دستم میریزه رو زانوم...
از زانوم میریزه رو سرامیک...
صحنه قشنگیه ...
اما تو که نمیبینی عزیزم...
چشمامو میبندمو به صدات گوش میکنم که  اروم داری تو گوشم زمزمه میکنی....
کم کم بدنم سرد میشه...
تو محکم تر بغلم میکنی که گرم شم...
اما هرچی که میگذره بیشتر  سرد  میشم....
دیگه بدنم یخ شده ...
میبینی نفس نمیکشم...
چشاتو باز میکنی....
چشمت به خونای روی سرامیک میوفته...
تکونم میدی...
بلند صدام میکنی....
سرمو میزاری رو سینت گریه میکنی...
تو هق هق ازم میخوای چشمامو باز کنم ...
میگی قصت تموم نشده...
اما قصه من و تو تموم شده...
میدونی...؟!
من همیشه از مرگ میترسیدم...
از مردن میترسیدم...
اما تو بغل تو از هیچی نترسیدم ....  بسه.....گریه نکن عزیزم...
دل روح نازکه...
زود  میشکنه....
پس اشکاتو پاک کن عشق من ....

 

...
نویسنده : mona بازدید : 236 تاريخ : دوشنبه 17 فروردين 1394 ساعت: 23:57

آرشیو مطالب

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :